منو اصلی
1396/07/01
 


  چاپ        ارسال به دوست

ورود به دانشگاه؛ آخرین مد مزمن این سالها

زکیه جهاندیده // چند سالی است که قبولی در کنکور و ورود به دانشگاه تبدیل به یکی از دغدغه های اصلی خانواده های دارای فرزند شده و این موضوع اختصاص به بازه سنی پیش دانشگاهی یا حتی دبیرستان ندارد و به بدو تولد کودک بازمی گردد. زمانی که کودک به دنیا می آید، هنگام تبریک ها و شادباش ها همراه این عبارات که انشاءالهد ولیمه عروسیش (یا دامادیش) عبارت انشاءالهگ شیرینی قبولی دانشگاهش! نیز بیان می شود.
همانطور که کودک بزرگ می شود این موضوع نیز رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد. اگر از کودک پنج الی شش ساله سوال شود میخواهی در آینده چه کاره شوی جواب های دکتر، مهندس یا خلبان یکی از متداول ترین پاسخ ها هستند که دوتا اولی نیازمند تحصیلات دانشگاهی می باشند. در صورتیکه کودک جوابی مثل بنا، یا نجار را بدهد با واکنش های شدید اطرافیان بخصوص والدینش مواجه می شود.
در طول سالیان تحصیل کم کم این تصور  برای او ایجاد می شود که تنها راه موفقیت در زندگی ورود به دانشگاه است. رسانه ها نیز با نشان دادن آدم های تحصیل کرده به عنوان آدم های موفق از طریق سریال ها، گزارش ها و.. ، افزایش حجم برنامه های تلویزیونی که به مباحث کنکور می پردازند، و پیام های بازرگانی اگر جزء عوامل ایجادکننده این تب نباشند از عوامل فزاینده آن به شمار می آیند.
با ورود به دبیرستان و انتخاب رشته تحصیلی بحث دانشگاه داغ تر می شود. پذیرش مدارس نیز بر این اساس صورت می گیرد. برخی از مدارس با دریافت هزینه های گزاف موفقیت وعده قبولی تضمینی در کنکور را به والدین می دهند. در پایان سال های تحصیلی دانش آموزانی را که از وضعیت درسی مطلوبی برخوردار نیستند پذیرش نمی کنند تا مبادا آمار قبولی صددرصدی دانش آموزان  آن مدرسه کاهش یابد.سرخوردگی اجتماعی کمترین آسیب این نحوه برخورد برای دانش آموز و خانواده اش می باشد.
 موسسات آموزشی نیز با ارائه کلاس های تقویتی و بسته های کمک آموزشی، برگزاری کنکورهای آزمایشی راهنمایی و مشاوره تحصیلی در پی سواری موج ورود به دانشگاه هستند و با تبلیغات خود بازار آن را داغ تر می کنند.
همه این مسائل دست به دست هم می دهند تا ورود به دانشگاه تبدیل به یگانه راه موفقیت شود. راهی برای داشتن آینده شغلی بهتر، کسب جایگاه اجتماعی و پیشرفت...  در یک جمله ورود به دانشگاه مساوی می شود با موفقیت و خوشبختی؟!  ورود به دانشگاه تبدیل به یک معیار و ارزش می شود و معیار مقایسه موفقیت افراد می گردد. در چنین شرایطی است که اگر فرد رتبه مناسبی نیز برای تحصیل در رشته دلخواهش را نداشته باشد دست به انتخاب رشته می زند. این موضوع به فرد محدود نمی شود خانواده نیز حاضر است هزینه های سنگینی را بر خود تحمیل کنند تا فرزندش در دانشگاه های غیر دولتی، حتی بی نام و نشان کیلومترها دور از محل سکونت به تحصیل بپردازد اما در بین آشنایان و فامیل دچار سرخوردگی نشود، هزینه هایی مثل شهریه های کلان، خطر رفت و آمد، دوری از فرزند نگرانی و دلتنگی و عدم نظارت  و بی خبری از او...

اما روی دیگر این مُدِ قبولی در دانشگاه بعد از ورود به  دانشگاه است. بی علاقگی به رشته تحصیلی  و گاهی متناسب نبودن آن با استعداد های فرد باعث می شود که فرد تنها به پاس کردن واحدهای درسی اش اکتفا کند و نه تنها از نظر علمی به حال جامعه علمی کشور مفید نباشد که برای این تحصیل چهار ساله درجه ای به اندازه ای که باید و شاید به افزایش توان علمی شخص نیز منجر نشود. شاید افرادی را در اطراف خود دیده باشید که می گویند علاقه کمی به رشته تحصیلی که درآن مشغول به تحصیل بوده، داشته و بیشتر به علت آرزوها و حساسیت خانواده، قبولی در آن و گرفتن مدرک دانشگاهی موردنیاز برای ورود به بازار کار تلاش کرده و استعداد و توانایی اصلی خود را در جایی دیگر می جویند.
جریان جامعه کنونی شامل تمامی مولفه هایی که به آن ها اشاره شد منجر به بروز این پدیده تب یا مد ورود به دانشگاه گردیده که همانطور که بیان شد نه تنها برای خانواده ها دارای تبعات روانی عاطفی و مالی سنگین است بلکه جامعه را نیز دچار اختلال می کند. وقتی ورود به دانشگاه در یک جامعه ارزش می شود، عده ای ناخود آگاه برای به دست آوردن امتیازات اجتماعی ناشی از داشتن مدرک به سمت آن می روند. مدرک گرایی تاحدودی مهارت را در جامعه از بین می برد و دانش و تخصص را به حاشیه می فرستد. درست است که همه حرفه ها تخصصی شده اند و لازم است که برای همه آنها دوره های آموزشی برگزار شود، اما هدف از گذران این دوران باید یادگیری باشد، نه ارائه مدرکی که هیچ پشتوانه عملی به دنبال نداشته باشد. از سوی دیگر وقتی اکثریت افراد دارای تحصیلات دانشگاهی باشند جامعه با یک تقاضای زیاد برای مشاغل خاص مواجه می شود که عرضه آن بسیار کمتر از تقاضا است بنابراین نرخ بیکاری در بین فارغ التحصیلان دانشگاه افزایش می یابد. در خوشبینانه ترین حالت افراد مجبور می شوند در حیطه های کاری غیر مرتبط با رشته تحصیلی خود به کار بپردازند که در اینصورت هزینه هایی که جامعه برای تحصیلات دانشگاهی آنان در رشته خاص متقبل شده هدر می رود.
اما اگر از زاویه ای متفاوت به این ماجرا بنگریم افزایش هزینه  های تحصیل و درگیری و دخیل بودن والدین در این فرآیند  منجر به افزایش هزینه های مالی و غیر مالی فرزند می گردد. در گذشته کودکان در مدارس دولتی و رایگان تحصیل می کردند و اغلب تا پاین دوره اجباری تحصیل یا هزینه ای پرداخت نمی کردند یا این هزینه بسیار ناچیز بود و کودک خودش کارهای مدرسه اش را انجام می  داد و والدین دغدغه چندانی در این مورد نداشتند. اما امروزه این هزینه ها بسیار افزایش یافته هم از نظر مالی و هم از نظر وقت گذاری و فشار روانی که بر والدین وارد می شود که هزینه های بچه دار شدن را افزایش می دهد و شاید یکی از عوامل موثر کاهش نرخ رشد جمعیت باشد.


١٤:٤١ - دوشنبه ٧ مهر ١٣٩٣    /    عدد : ٣٩٢٤٤٩    /    تعداد نمایش : ١٠١١


امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج