منو اصلی
1396/11/30
 


  چاپ        ارسال به دوست

طرح جدید دولتمردان یازدهم برای خفقان رسانه ای؛ تخریب در برابر انتقاد

سمیه عظیمی

"چرا یك عده بی‌سواد كه از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند باید حرف بزنند اما بزرگان،‌ دانشگاهیان و اساتید ما سكوت می‌كنند؟"

این جملات از آخرین واکنش رئیس دولت یازدهم در برابر انتقادات منتقدان است، جملاتی عجیب و جنجالی که دقیقا در جمع جامعه دانشگاهی و در اجلاس روسای دانشگاه ها در دانشگاه شهید بهشتی عنوان شد.

سخنانی که با واکنش های فراوانی از سوی آحاد مردم و البته نخبگان روبرو شد و حیرت افکار عمومی نسبت به مواضع آقای رئیس جمهور را در پی داشت.

رئیس جمهوری که خود را نماد اعتدال در کشور می داند و "آزادی اندیشه حق مسلم ماست"،" حکومت مردمی، از رسانه آزاد نمی‌هراسد"، "تحقیر مردم قابل قبول نیست"، "نقد دلسوزانه رسانه‌ها به نظام و دولت کمک می‌کند" و "در این دولت انتقاد آزاد است" را پایه اصلی شعارهای انتخاباتی اش قرار داده بود.

البته شاید به کارگیری این ادبیات از رئیس دولت چندان هم دور از انتظار نباشد چرا که وی در روزهای قبل از انتخابات هم، منتقدان عملکرد نامناسب! خود در پرونده هسته ای سال های اصلاحات را بی سواد خوانده بود؛ کسانی که هر یک دارای جایگاه ویژه ای در عرصه علمی کشور هستند و توافق ژنو را نیز با استدلالات کاملا منطقی و بر پایه اصول علمی نقد کرده اند.

چند روز بعد از انتخابات هم آقای روحانی افرادی را که به وی رأی نداده اند حامی افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تک رأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر معرفی کرد: "مردم در ۲۴ خرداد به افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تک رأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر رأی ندادند و به اعتدال، تدبیر و عقلانیت رأی دادند."

و این یعنی 49 درصد مردم از منظر آقای روحانی موافق افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تک رأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر هستند.

به داستان علاقه به بسته نگه داشتن فضای سیاسی و انتقادی کشور باید ماجرای کنسل کردن صحبت دانشجویان در ۱۶ آذر در مقابل روحانی از سوی نهاد ریاست جمهوری، انتخاب مجریان تلویزیونی برای برنامه عملکرد ۱۰۰روزه و رفتاری که با این مجریان شد را هم اضافه نمود، اتفاقاتی که سیل انتقادات را بیشتر به سوی رئیس جمهور و حامیانش روانه کرد.

اما این همه ماجرای آزادی بیان در دولت آقای روحانی نیست، چراکه اواسط دی ماه روزنامه وطن امروز به خاطر نوشتن مطلبی درباره کرسنت، از هیات نظارت بر مطبوعات تذکر گرفت و پرونده این روزنامه به مراجع‌ قضايي ارسال شد.

در همان زمان هم بود که تیر وزارت ارشاد یالثارات و هفته نامه 9 دی را نیز نشانه رفت و این دو رسانه مکتوب را با توقیف و تذکر روبرو کرد.

این اتفاقات درحالی رخ داد که در همان ایام وزیر ارشاد به دلیل عدم برخورد با رسانه های هتاک به اهل بیت و مقدسات اسلامی از مجلس کارت زرد گرفته بود.

کارت زردی که حجت الاسلام و المسلمین نبویان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی که البته منتقد توافق ژنو هم بود در رابطه با آن گفت: چند روز گذشته 3 روزنامه را به جرم انتقاد علیه دولت به دادگاه برده اند و یکی از آنها را به همین جرم توقیف نمودند در صورتی که با انتقاد علیه دین، فقط یک تذکر داده می شود ولی در خصوص انتقاد از دولت، روزنامه را توقیف می کنند .

بعد از آن و نزدیک به دو هفته بعد، باز هم این نشانه گیری به سمت منتقدین اما با روشی دیگر انجام شد، روزنامه وطن امروز که برنامه آغاز بازدید بازرسان آژانس از نطنز و فردو را هولوکاست هسته ای خوانده بود با هجمه وسیع رسانه های حامی دولت روبرو شد، به عنوان نمونه روزنامه آرمان در این باره نوشت: "تندروهای داخلی این بار بدون ملاحظه‌کاری‌های متداول و لفافه‌گویی گاه و بیگاهشان در چند صباح اخیر، کاملا شفاف موضع گرفته و در حمله‌ای گازانبری به توافقنامه ژنو آن را به باد انتقادات تند و بی‌سابقه گرفتند. گویی اتاق فکری هماهنگ از پیش برنامه‌ریزی کرده بود تا همزمان با اجرای توافقنامه، مانور تبلیغاتی خود را به منصه اجرا بگذارد."

تعطیلی نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها هم قطعه تکمیلی این پازل است، نمایشگاهی که همه آن را فضایی برای آزادی بیان، نقد عالمانه، چالش برانگیز و در عین حال محلی برای نشاط سیاسی و اجتماعی کشور می دانستند اما معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد ترجیح داد به چالش های برگزاری نمایشگاه اکتفا کند و آن را مصداق اسراف بداند.

اهانت رئیس جمهور و همکارانش در کابینه به منتقدان البته شاید محصول تربیت کارگزارانی آنها باشد، کسانی که پیش از این در دولت هاشمی رفسنجانی مجال فعالیت یافته و بستن دهان منتقد را از مکتب وی آموخته اند.

فضای بسته انتقاد مطبوعات از دولت هاشمی حرف تازه ای نیست و کسانی همچون محسن رضایی در کتاب "رویارویی سوم و جهاداقتصادی" به آن اشاره کرده اند: "در دولت سازندگی فضای نقد و انتقاد کاملا بسته بود‌. اما این فضای بسته به چه دلیل به وجود آمده بود‌؟ نزدیکان هاشمی بر این عقیده بودند که اگر دولت بخواهد کشور را به سمت سازندگی هدایت کند، باید دستش آزاد باشد؛ فلذا رسانه‌ها باید انتقادات خود را تعطیل کنند و یا به صورت خصوصی بدون اینکه انعکاس بیرونی داشته باشد‌، مسائل را با مسئولین در میان بگذارند."

 خاطره عزت الله سحابی نیز شاهد دیگری بر این مدعا است: "ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولاً اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینکه وضع سیاست خارجی ما به گونه‌ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته‌ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، 23 نفر را بازداشت کردند که یکی از آن ها من بودم؛ بعد از دستگیری‌ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می‌شناختند به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود که رویش زیاد شده بود، می‌خواستیم رویش را کم کنیم."

خاطره ای که البته هیچگاه از سوی هاشمی و حامیانش تکذیب نشد!

هرچند این مسائل گویا از خاطره رئیس دولت های پنجم و ششم پاک شده و حتی وی در دیدار با مسئولان فصلنامه مطالعات بین‌المللی گفته بود: "اصلاً هیچ موردی تا به حال مخصوصاً آن دوره‌ای که رئیس جمهور بودم، موافق با زندانی سیاسی کردن هیچ کس نبودم. ما زندان را می‌شناختیم که چیست. بستن روزنامه برای من اصلاً یک تابو بود مگر اینکه از دست من خارج بود."

سخنانی که با واکنش شورای سردبیری روزنامه جهان اسلام روبرو شد و آنها در رنجنامه ای اعلام کردند که این روزنامه به دستور "‌اعضا و ریاست ‌‌دولت سازندگی" توقیف شده بود. جهان اسلام در حالی که در استقلال مالی کامل با تلاش مدیرمسئول و سایر همکاران به لحاظ محتوا، شمارگان چاپ، توزیع، جذب آگهی و... به وضعیت مطلوبی رسیده بود، در غروب یکی از روزهای دهه فجر سال ‌73 با نامه مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد از انتشار بازماند. از طریق برخی اعضای دولت اطلاع حاصل شد که موضوع عملکرد روزنامه جهان اسلام در جلسه دولت سازندگی مطرح شده و برخی وزرای غیرمرتبط درباره آن سخن گفته و ضرورت توقیف آن را در حضور رئیس دولت مورد تأکید قرار داده‌اند. هنوز نمی‌دانیم که اعضا و ریاست محترم دولت سازندگی چگونه به خود اجازه دادند در مقام مدعی‌العموم بنشینند. تأسف زمانی مضاعف می‌گردید که بسیاری از رسانه‌ها بر اثر فضای سنگینی که حاکم بود، حاضر نمی‌شدند مراتب اعتراض و انتقاد دست‌اندرکاران روزنامه جهان اسلام را حتی به شکل خبری منعکس سازند.

با این اوصاف به نظر می رسد با توجه به تربیت حسن روحانی در دولت و کنار هاشمی رفسنجانی شاید تعریف وی از نقد و انتقاد موضوعی متفاوت از آن چیزی است که همه می شناسند؛ شاید هم شعار آزادی بیان تنها ویژه همفکران رئیس جمهور است تا برای تمجید و تکریم دولت و دولتمردان آزادانه بنویسند و  به پاس این تکریم و تمجید اگر حتی به مقدسات هم توهین کردند چندان مهم نباشد!

شاید هم این نوع برخورد، نوع مدرن انتقاد و آزادی بیان باشد؛ مدلی که در آن اجازه انتقاد به منتقدین داده می شود اما در مقابل افراطی و تندرو لقب گرفته و پس از آن هم مورد تخریب و اهانت قرار می گیرند.

مدلی که هرچند به مدیحه سرایی رئیس و کابینه دولت و همفکران منجر نشود اما خود به خود سکوت منتقدان را در پی خواهد داشت.

شاید لازم باشد در انتها به بیاناتی از رهبری معظم انقلاب اشاره کنیم؛ آنجایی که درباره انتقادپذیری و پاسخگویی مسئولان می فرمایند: "هیچ دستگاهى نباید خود را از انتقاد و نقد، مصون و از عیب، خالى بداند؛ همه‌ دستگاه‌هاى کشور باید مورد نقد منصفانه قرار بگیرند و همه در جهت اهداف نظام و در چهارچوب آن، رفتار خود را اصلاح کنند. دولت، مجلس، قوه‌ قضاییه و سایر دستگاه‌هایى که در کشور هستند و مسئولیت‌هاى مهمى بر دوش آنهاست، همه مشمول این قاعده‌ى کلى هستند؛ نقد، اصلاح و پاسخگویى. این، معناى حقیقى اصلاح نظام مورد نظر اسلام است." 2/1/ 1383

یا زمانی که در دیدار هیات دولت فرمودند: "براي شنيدن نقد، سينه گشاده و روي باز و گوش شنوا داشته باشيد. هيچ ضرر نمي كنيد از اينكه از شما انتقاد كنند." 18/6/1388


١٥:٠٢ - دوشنبه ٢٨ بهمن ١٣٩٢    /    عدد : ٣٤٥٦٢٦    /    تعداد نمایش : ٩٣٢


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج